اگر بگویم زندگی در ایران شباهت های زیادی به معجزه دارد بیراه نگفته ام . معمولا معجزه هر چند وقت یکبار رخ میدهد اما در زندگی مردم ایران هر روز معجزاتی اتفاق میافتد و کاملا هم عادی به نظر میرسد .
بنک مرکزی اعلام کرده اگر درآمد یک خانواده کمتر از چهارصد و بیست و پنج هزار تومان باشد بدین معناست که این خانواده زیر خط فقر زندگی میکنند . با توجه به حقوق پایه کارمندان دولتی که بین صد و پنجاه تا دویست هزار تومان بیش نیست به این نتیجه میرسیم که زندگی بخش بزرگی از جمعیت ایران بر پایه معجزه واقعی بنا شده .
زن و دخترمردم در روز روشن دزدیده میشوند و با هزاران مشکل برمیگردند ( بعضی وقتها هم بر نمیگردند ) .مواد مخدر بیداد میکند . با این مشکلات وقتی بچه ای از منزل بیرون میرود و سالم بازمیگردد معجزه ای بیش نیست .
اتومبیل های مثلا نو که به چند برابر قیمت جهانی عرضه میشوند ، جاده های نا امن و غیر استاندارد با کوه های در حال ریزش ، بی توجهی به قوانین راهنمایی و رانندگی توسط رانندگان محترم . با چنین شرایطی سفر رفتن و برگشتن یک معجزه بزرگ است .
مگر معجزه دیگرچه معنایی میتواند داشته باشد ؟