کو گوش شنوا !؟
Thursday, 11 January 2007
به دنبال هنر
وقتی دبیرستان رو رها کردم رفتم به دنبال کارفروش لوازم یدکی اتومبیل . خوشحال به نظر می رسیدم چون حوصله درس خوندن رو نداشتم . بعد از مدتی فکر کردم و دیدم اگر یک کار هنری هم بکنم بد نیست . علاقه زیادی به آوازخواندن داشتم . نمی دونستم بایستی چکار کنم !!کسی هم نبود ازش بپرسم . گفتم میرم یک سازی یاد میگیرم . نمی دونستم چه سازی خوبه . اخوی بزرگم گفت ویولن خوب است چون خودش از ویولن خوشش می اومد . منم گفتم حتما خوبه دیگه . اخوی بزرگم لطف کرد و صد و پنجاه تومان به من پول داد . رفتم یک ویولن خوب ساخت چکسلواکی خریدم . خیلی خوشگل بود . رفتم و شروع کردم به تمرین . هر چی استادم درس می داد ، میزدم . فارسی ، ترکی . برای شروع باید آرشه کشی یاد میگرفتم . تمرین ها خسته کننده بود . تا صدای آرشه در می اومد مادرم میگفت : " باز این صدای چرخ چاه رو درآوردی ؟ " راست میگفت ولی من از رو نمی رفتم و میگفتم : " مادر اولش همینه . باید تحمل کنی . درست میشه . " خلاصه کلی توی ذوقم میزدن . آخه اتاقی برای خودم نداشتم تا به راحتی تمرین کنم .
بعد از مدتی استادم رو عوض کردم . رفتم پیش استاد " جوان " . خدا رحمتش کناد بخاطر وقت کم مجبور بودم ظهر ها ناهار رو با عجله بخورم و با دوچرخه به منزل استاد برم . موقعی که میرسیدم استاد هم سر ناهار بود . صبر میکردم بعد از ناهار بهم درس میداد . بیشتر آهنگهای شاد ترکی بهم درس میداد . منم بدم نمی اومد . شناخت زیادی از ایشان نداشتم . بعد ها فهمیدم که استاد از شاگردان مستقیم مرحوم " علینقی وزیری " بوده و استاد شجریان هم مدتی شاگردی ایشان رو کرده و من بی اطلاع به اندازه کافی از ایشان بهره نبردم . بعد از مدتی رفتم سربازی. دو سال طول کشید . در تهران خدمت میکردم و فرصت های خوبی رو از دست دادم . بعد از پایان خدمت سربازی ، مغازه ای باز کردم در مشهد و مشغول کار لوازم اتومبیل شدم و سخت درگیر کاسبی شدم ولی احساس میکردم باید کار موسیقی رو ادامه بدم . بعد از سالها فهمیدم که ساز ویولن رو دوست ندارم و ساز تار رو بیشتر دوست دارم . راه رو اشتباه رفته بودم . در مشهد با " کیوان ساکت " آشنا شدم و از راهنمایی های او استفاده کردم و تا امروز مشغول نواختن تار هستم البته نه در حد حرفه ای ، فقط برای دل خودم وبرای شناخت موسیقی ایرانی و آشنایی با دستگاههای موسیقی ایرانی که لذت شنیدن موسیقی رو چند برابر میکنه . برای من کافیه . همین علاقه به موسیقی باعث شد که بچه ها هم به موسیقی علاقمند شوند و اونا هم موسیقی رو جدی گرفتنو حرفه ای کار کردند و از موسیقی لذت میبرند . اصلا موسیقی در خون ماست . بابام خدا بیامرز هم عاشق موسیقی بود . همیشه رادیوش روشن بود و موسیقی ترکی گوش میکرد و لذت میبرد . مادرم میگفت خیلی قدیم ها بابام چند وقتی رفته بوده سراغ تار ولی اون قدیما این چیزا رو بد میدونستن و اون هم ولش کرده .
خدا رو شکر میکنم . از پدرم همین علاقه به موسیقی به ما ارث رسیده و بس .