کو گوش شنوا !؟
Tuesday, 27 February 2007
موسیقی
در مورد موسیقی حرفهای زیادی زده شده . دانشمندان و بزرگان نظرات خودشون رو در مورد موسیقی گفته اند . مثلا گفته اند که عالم خودش عین موسیقی ست . زندگی ریتم دارد ، درختان ریتم دارند ، راه رفتن ما ریتم دارد ، نفس کشیدن ما ریتم دارد . اصلا موسیقی در زندگی هرکس نقش اساسی دارد . به جرات میگویم اگر موسیقی نباشد ، زندگی زیبا نیست . بررسی ها نشان داده اگر برای گاوها موسیقی پخش کنند شیرشون افزایش می یابد . چند سالیست که " ناسا " برای ارتباط برقرار کردن با سایر سیارات که هنوز ناشناخته هستند موسیقی رو به صورت فرکانس به فضا میفرستند چون اعتقاد دارند تنها زبان مشترک با دنیای ناشناخته موسیقی ست . خلاصه آنجا که حرفها تمام میشود ، موسیقی آغاز میگردد .
با تمام این حرفا آیا انصافه که موسیقی خوب رو حمایت نکرده و موسیقی بد به خورد مردم داد ؟ هرکسی رو از تو خیابون پیدا کنند که تو خواننده ای و بیا برای مردم بخون ، اونوقت هنرمندان زحمتکش و واقعی این سرزمین رو خونه نشین کنند ؟ در بعضی از مناطق کشور شنیده ام که بدون وضو دست به ساز نمی زنند . موسیقی حرمت داره . هرسال تعداد زیادی از دانشکده های موسیقی فارغ التحصیل میشن اما به جای اینکه به این هنر ارزشمند بپردازند ، راهی بازار تجاری و خدماتی میشوند . دلیل حمایت نکردن دولتمردان از موسیقی مشخص است چون موسیقی تاثیر جدی در آدمها میگذارد . از همه بدتر اینه که تظاهر میکنند که با موسیقی مشکلی ندارند و هر سال جشنواره موسیقی برگزار میکنند که اگه نکنند سنگین ترند . رفتارشان با هنرمندان موسیقی توهین آمیز است . هنرمندان عزیز زیر سبیلی رد میکنند و به روی خودشون نمی آورند . برای کسانی که مثلا هزار سال پیش به دلایل نامعلوم مرده اند ، صدها میلیون تومان خرج میکنند و بزرگداشت میگیرند ولی برای موسیقی که آبروی فرهنگمونه ، نه تنها کاری نمی کنند بلکه هر سال بودجه رو هم کم میکنند . بعضی از عوامل مرکز موسیقی به خاطر سوء استفاده مالی خودشون ، گروه های آبکی و غیر هنری را به کشورهای مختلف می فرستند که بار فرهنگی که ندارن هیچ ، آبروی بقیه ایرانی ها رو هم میبرند . هنرمندان واقعی اصلا دلشون نمی خواد در این مملکت کنسرت بدهند یا مجوز اجرا بگیرند . برای گرفتن یک مجوز اجرا مراحل عجیب و غریبی رو باید طی کرد که آخرین مرحله ثبت نامه مجوز کنسرت در دبیر خانه مرکز موسیقی ست . میگن مجازات بدتر از اعدام برای صدام این بود که یک مجوز کنسرت میدادی دستش و ازش می خواستی این نامه رو به ثبت برسونه . مطمئنا اگر موفق میشد دست به خودکشی میزد .
واقعا مسخره ست که در قرن بیست و یکم که دنیا در حال پیشرفت و ترقی ست و اینترنت همه آدمها رو به هم وصل کرده و ماهواره ها همه اطلاعات رو در کمترین زمان به همه جای جهان ارسال میکنند ، در تلویزیون کشور ما که یک رسانه ملیه و با پول مردم اداره میشه این همه سانسور هست تا جاییکه حتی از نشون دادن ساز که فقط یک وسیله ست خودداری میکنند . اون وقت ما انتظار داریم از موسیقی حمایت بشه ؟؟ چه فکر خامی !!!!
به هر حال زمان در گذر است و آینده در مورد بی مهری دولتمردان حال حاضر ما قضاوت خواهد کرد . بیخود که نگفته اند :
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
2 Comments:
Anonymous Anonymous said...
فقط میشه گفت باعث تاسفه....

Anonymous Anonymous said...
کلا زندگی کردن در ایران در قرن بیست و یک مسخره است!
جالبه! همون هایی که به موسیقی با خشم نگاه می کنن آهنگ یه شب مهتاب رو با کمال بی شرمی روی بمب و تانک و خمپاره هم نشون میدن!